محاسبه حق بیمه قراردادهای پیمانکاری با انتخاب یک درصد از روی جدول تمام نمیشود. پیش از هر عددی باید روشن باشد قرارداد واقعاً عمرانی است یا غیرعمرانی، عملیات با ماشینآلات و مصالح پیمانکار انجام میشود یا عمدتاً دستمزدی است، چه مبلغی «ناخالص کارکرد» محسوب میشود و چه حق بیمههایی طی اجرای پیمان در لیست کارکنان ثبت و پرداخت شده است. اگر این چهار داده درست نباشد، حتی ضرب و تقسیم بینقص هم نتیجه قابل اتکایی نمیدهد.
این راهنما فرمول محاسبه را به زبان اجرایی توضیح میدهد، نرخهای منتشر شده در منابع رسمی سازمان تأمین اجتماعی را کنار هم میگذارد و با مثال نشان میدهد «یکنهم بیمه بیکاری» چگونه به مأخذ اصلی افزوده میشود. ارقام مثالها صرفاً برای فهم روش هستند؛ تشخیص نهایی شمول، طبقه قرارداد، مبلغ مشمول و بدهی قابل مطالبه با بررسی اسناد و مقررات نافذ پرونده انجام میشود.
یادداشت مهم: اطلاعات عمومی است و جایگزین بررسی پرونده نیست.
پاسخ کوتاه؛ محاسبه از کجا شروع میشود؟
منطق پایه چنین است: ابتدا «ناخالص کارکرد مشمول» تعیین میشود، سپس نرخ متناسب با طبقه پیمان بر آن اعمال میشود و در پایان، حق بیمههای قابل احتسابی که بابت کارکنان همان پیمان پرداخت شدهاند و سایر تعدیلات قانونی پرونده کنترل میشوند. بنابراین باید بین دو عدد تفاوت گذاشت:
حق بیمه محاسباتی قرارداد = ناخالص کارکرد مشمول × نرخ قابل اعمال
مانده قابل مطالبه در پایان پیمان = نتیجه محاسباتی پس از تطبیق با لیستها، پرداختها، تعدیلات، الحاقیهها و تصمیم مرجع صالح
نرخ قابل اعمال برای همه قراردادها یکی نیست. در راهنمای رسمی تأمین اجتماعی، برای پیمان عمرانی اجرایی نرخ مقطوع ۶٫۶ درصد و برای قرارداد مشاورهای عمرانی ۱۵٫۶ درصد ناخالص کارکرد درج شده است. در قراردادهای غیرعمرانی، مأخذ ۷ یا ۱۵ درصد، حسب نوع فعالیت و تعهدات طرفین، بهعلاوه یکنهم همان مبلغ بابت بیمه بیکاری مطرح است. از این رو نرخ مؤثر تقریبی دو گروه اخیر بهترتیب ۷٫۷۸ و ۱۶٫۶۷ درصد میشود، اما این تبدیل نباید جای تشخیص رسمی نوع قرارداد را بگیرد.
مبنای قانونی محاسبه چیست؟
ماده ۴۱ قانون تأمین اجتماعی به سازمان اجازه میدهد هرگاه نوع کار اقتضا کند، نسبت مزد به کل کار انجامشده را طبق سازوکار مقرر تعیین و حق بیمه را به همان نسبت مطالبه کند. این ماده مبنای حقوقی استفاده از نسبتها و مأخذهای قراردادی است. ماده ۳۸ نیز در قراردادهای مقاطعهکاری بر بیمهکردن کارکنان پیمان، پرداخت حق بیمه و اخذ مفاصاحساب تمرکز دارد. در عمل، محاسبه ضریبمحور و تکالیف اجرایی پیمان دو بخش مرتبط اما متفاوتاند.
نقش ماده ۴۱ در عدد نهایی
ماده ۴۱ نمیگوید هر قرارداد بدون بررسی حتماً با یک نرخ ثابت محاسبه شود. پیام آن این است که در بعضی انواع کار، نسبت مزد به کل کار میتواند مبنای وصول قرار گیرد. جزئیات دستهبندی و مأخذها از مصوبات و دستورالعملهای اجرایی میآید. بنابراین هنگام دفاع از محاسبه، فقط نوشتن «طبق ماده ۴۱» کافی نیست؛ باید نشان داد قرارداد تحت کدام دسته و بر اساس کدام واقعیت اجرایی قرار گرفته است.
برای مثال، وجود یک دستگاه در محل کار، قرارداد را خودکار «مکانیکی» نمیکند. باید ماهیت عملیات، مالکیت یا تأمین ماشینآلات، تعهد تهیه مصالح، سهم کار دستی و اسناد تأییدکننده بررسی شود. همچنین عنوانی که طرفین روی قرارداد گذاشتهاند تعیینکننده مطلق نیست؛ اجرای واقعی و تعهدات مندرج در قرارداد، پیوست فنی، صورتوضعیت و تأیید واگذارنده کار اهمیت دارند.
تفاوت حق بیمه کارکنان و حق بیمه پیمان
پیمانکار باید برای کارکنان شاغل در اجرای قرارداد، فهرست مزد و حق بیمه را در موعد مقرر ارسال و پرداخت کند. در پایان عملیات، شعبه با توجه به اطلاعات قرارداد و سوابق ثبتشده محاسبه نهایی را انجام میدهد. حق بیمه پیمان یک «جایگزین ساده» برای لیست کارکنان نیست و ارسال لیست نیز بهتنهایی به معنای صفر شدن محاسبه قراردادی نیست. تطبیق این دو مجموعه داده است که میتواند مابهالتفاوت را مشخص کند.
برای اینکه حق بیمههای لیستی قابل ردیابی باشند، کد کارگاهی یا ردیف پیمان، دوره اشتغال، نام کارکنان و محل انجام کار باید منطبق باشد. درج کارکنان دفتر مرکزی یا افراد نامرتبط در فهرست پیمان میتواند در رسیدگی پذیرفته نشود. پرسشهای متداول رسمی سازمان نیز بر ارسال لیست کارکنان شاغل در قرارداد و پرهیز از درج افراد غیرشامل تأکید کرده است.
قبل از نرخ، نوع قرارداد را درست تشخیص دهید
اولین تصمیم این نیست که «۷ درصد یا ۱۵ درصد؟»؛ ابتدا باید معلوم شود قرارداد شرایط پیمان عمرانی را دارد یا خیر. منابع رسمی دو شرط را برای قراردادهای مشمول طرح عمرانی برجسته میکنند: تأمین اعتبار از محل اعتبارات عمرانی دولت و انعقاد قرارداد بر اساس ضوابط و فهرستبهای مربوط. صرف اینکه موضوع کار ساختوساز باشد، برای عمرانی تلقیشدن کافی نیست.
شرایط پیمان عمرانی
در پیمانهای عمرانی، قراردادهای اجرایی و مشاورهای دو مأخذ متفاوت دارند. قرارداد اجرایی عمرانی در راهنمای رسمی با ۶ درصد حق بیمه و ۰٫۶ درصد بیمه بیکاری، جمعاً ۶٫۶ درصد ناخالص کارکرد معرفی شده است. قرارداد مشاورهای عمرانی با ۱۴ درصد حق بیمه و ۱٫۶ درصد بیمه بیکاری، جمعاً ۱۵٫۶ درصد اعلام شده است.
پیش از استفاده از این نرخها، منبع اعتبار، موافقتنامه طرح، دستگاه اجرایی، نحوه انعقاد و انطباق با شرایط مقرر باید در پرونده موجود باشد. قرارداد ساختمانی یک شرکت خصوصی، فقط به سبب داشتن نقشه و عملیات بتنریزی، لزوماً پیمان عمرانی به معنای این مقررات نیست.
قرارداد غیر عمرانی مکانیکی یا با مصالح
در قرارداد غیر عمرانی که تهیه مصالح مصرفی بهطور کلی بر عهده و هزینه پیمانکار است، یا ماهیت خدمت ایجاب میکند عملیات کلاً بهصورت مکانیکی انجام شود، راهنمای رسمی مأخذ ۷ درصد ناخالص کارکرد را بهعلاوه بیمه بیکاری مطرح میکند. یکنهم بیمه بیکاری، یکنهم «حق بیمه ۷درصدی» است؛ نه یکنهم کل مبلغ پیمان. بنابراین ضریب مؤثر تقریبی برابر ۷٪ + ۰٫۷۷۷…٪، یعنی حدود ۷٫۷۸٪ است.
اصطلاح «با مصالح» نیز نیازمند خواندن قرارداد است. اگر بخشی از مصالح را واگذارنده کار رایگان یا جداگانه تأمین کند، ممکن است ارزش آن در تعیین ناخالص کارکرد یا مأخذ اثر بگذارد. قیمت، مقدار و نحوه تحویل چنین اقلامی باید با صورتجلسه و تأیید کارفرما مستند باشد.
قرارداد دستمزدی و غیر مکانیکی
برای قراردادهای دستمزدی و خدماتی غیر مکانیکی، مأخذ ۱۵ درصد ناخالص کارکرد بهعلاوه یکنهم بابت بیمه بیکاری در منابع رسمی آمده است. نرخ مؤثر تقریبی ۱۶٫۶۷ درصد است. نمونههای رایج میتواند خدماتی باشد که بخش غالب آن با نیروی انسانی و بدون اتکای اصلی به ماشینآلات متعلق به پیمانکار انجام میشود؛ اما نام خدمت بهتنهایی تصمیمساز نیست.
اگر در قرارداد مبلغ خرید کالا، اجاره تجهیز یا بخشهای مستقل دیگری وجود دارد، باید قبل از اعمال نرخ روشن شود آیا و چگونه در کارکرد مشمول وارد میشوند. تفکیک صوری در قرارداد، بدون انطباق با اجرای واقعی و اسناد مالی، لزوماً پذیرفته نمیشود.
قرارداد دو مأخذه
در بعضی خدمات، بخشی از کار با ماشینآلات و تجهیزات متعلق به پیمانکار و بخش دیگری بهصورت دستی انجام میشود. سازمان در پرسشهای متداول از این وضعیت با عنوان قرارداد دو مأخذه یاد کرده است. برای محاسبه، مبلغ یا سهم عملیات مکانیکی و دستی باید قابل تفکیک و معمولاً مورد تأیید واگذارنده کار باشد؛ سپس مأخذ مرتبط بر هر بخش اعمال میشود.
در صورتی که تفکیک مستند وجود نداشته باشد، تقسیم دلخواه مبلغ به دو بخش دفاعپذیر نیست. گزارش کارکرد، صورتوضعیت ریز، آنالیز بها، اسناد مالکیت یا اجاره تجهیزات، لیست کارکنان و تأیید کارفرما میتوانند به اثبات سهم هر بخش کمک کنند.

جدول مقایسه نرخهای منتشر شده
| نوع پیمان | شرط کلیدی | مأخذ پایه | بیمه بیکاری | نرخ کل منتشر شده |
| عمرانی اجرایی | اعتبار عمرانی و قرارداد طبق ضوابط مربوط | ۶٪ | ۰٫۶٪ | ۶٫۶٪ |
| عمرانی مشاورهای | احراز شرایط طرح عمرانی و ماهیت مشاوره | ۱۴٪ | ۱٫۶٪ | ۱۵٫۶٪ |
| غیرعمرانی مکانیکی/با مصالح | ماهیت مکانیکی یا تعهد کلی مصالح با پیمانکار | ۷٪ | یکنهم پایه ≈ ۰٫۷۸٪ | حدود ۷٫۷۸٪ |
| غیر عمرانی دستمزدی/غیرمکانیکی | غلبه نیروی انسانی و ماهیت غیر مکانیکی | ۱۵٪ | یکنهم پایه ≈ ۱٫۶۷٪ | حدود ۱۶٫۶۷٪ |
| دو مأخذه | تفکیک مستند بخش مکانیکی و دستی | ۷٪ و ۱۵٪ بر اجزای جدا | یکنهم هر جزء | میانگین وزنی بر اساس کارکرد |
در جدول بالا، «نرخ مؤثر» برای دو گروه غیرعمرانی از افزودن یکنهم حق بیمه پایه به دست آمده است. برای مأخذ ۷ درصد، یکنهم برابر ۰٫۷۷۷… درصد مبلغ مشمول و جمع حدود ۷٫۷۸ درصد است. برای مأخذ ۱۵ درصد، یکنهم برابر ۱٫۶۶۶… درصد و جمع حدود ۱۶٫۶۷ درصد میشود. این محاسبه ریاضی است؛ انتخاب اینکه قرارداد واقعاً مشمول کدام مأخذ است، موضوع حقوقی و فنی جداگانهای است.
فرمول مرحلهبهمرحله
| مرحله | داده لازم | عمل محاسباتی | کنترل پرونده |
| ۱. طبقهبندی | قرارداد، منبع اعتبار، ضوابط انعقاد | عمرانی یا غیرعمرانی | عنوان قرارداد کافی نیست |
| ۲. ماهیت عملیات | مصالح، ماشینآلات، نیروی انسانی | انتخاب گروه ۷٪ یا ۱۵٪ | مالکیت و تعهدات مستند شود |
| ۳. کارکرد | صورتوضعیتها، تعدیل، الحاقیه | تعیین ناخالص کارکرد مشمول | با مبلغ اولیه خلط نشود |
| ۴. حق بیمه پایه | کارکرد × مأخذ | ۶، ۷، ۱۴ یا ۱۵ درصد حسب مورد | نرخ به طبقه صحیح متصل باشد |
| ۵. بیمه بیکاری | جزء اعلامشده یا یکنهم پایه | افزودن جزء بیکاری | یکنهم از حق بیمه پایه است |
| ۶. تطبیق لیست | لیست و رسید همان پیمان | کنترل مبالغ قابل احتساب | انتساب ماه و کارکنان احراز شود |
| ۷. مانده | محاسبه، پرداختها، ابلاغ | استخراج مانده قابل بررسی | تصمیم نهایی با مرجع صالح |
ناخالص کارکرد معمولاً از جمع مبالغ کار انجامشده بر اساس صورتوضعیتها و تسویه نهایی استخراج میشود، نه صرفاً مبلغ اولیه روی صفحه اول قرارداد. افزایش یا کاهش مقادیر، تعدیل، الحاقیه، کار اضافی، مصالح تحویلی و کسورات قراردادی میتوانند نیازمند بررسی باشند. بهتر است یک کاربرگ محاسبه تهیه شود که هر ورودی آن به سند مشخصی پیوند داشته باشد.
در کاربرگ، نرخ را بهصورت دو جزء ثبت کنید: مأخذ اصلی و بیمه بیکاری. این روش احتمال خطای رایج «افزودن ۹ درصد» را کم میکند. عبارت «یکنهم» یعنی مبلغ حق بیمه پایه بر ۹ تقسیم میشود؛ نه اینکه ۹ درصد به قرارداد افزوده شود و نه اینکه کل مبلغ قرارداد بر ۹ تقسیم شود.
مثالهای عددی
| سناریو | ناخالص کارکرد | محاسبه آموزشی | نتیجه تقریبی | محدودیت |
| عمرانی اجرایی | ۱۰ میلیارد ریال | ۱۰ میلیارد × ۶٫۶٪ | ۶۶۰ میلیون ریال | احراز شرایط عمرانی ضروری است |
| غیرعمرانی ۷٪ | ۱۰ میلیارد ریال | ۷۰۰ میلیون + یکنهم | ۷۷۷٫۷۸ میلیون ریال | ماهیت مکانیکی/مصالح باید احراز شود |
| دستمزدی ۱۵٪ | ۱۰ میلیارد ریال | ۱٫۵ میلیارد + یکنهم | ۱٫۶۶۷ میلیارد ریال | غلبه کار غیر مکانیکی باید مستند باشد |
| دو مأخذه | ۶ میلیارد مکانیکی + ۴ میلیارد دستی | ۶×۷٫۷۸٪ + ۴×۱۶٫۶۷٪ | ۱٫۱۳۳ میلیارد ریال | تفکیک کارکرد باید قابل دفاع باشد |
مثال اول: پیمان اجرایی عمرانی
فرض کنید ناخالص کارکرد تأییدشده یک پیمان اجرایی عمرانی ۱۰ میلیارد ریال است و همه شرایط عمرانی احراز شدهاند. محاسبه آموزشی برابر است با ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ × ۶٫۶٪ = ۶۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال. این عدد نتیجه ناخالصِ ضریب است و نباید بدون تطبیق سوابق قرارداد، سهمهای پرداختشده و وضعیت پرونده بهعنوان مانده قطعی تلقی شود.
مثال دوم: قرارداد غیر عمرانی مکانیکی یا با مصالح
اگر ناخالص کارکرد مشمول ۱۰ میلیارد ریال و مأخذ قابل اعمال ۷ درصد باشد، حق بیمه پایه ۷۰۰ میلیون ریال است. یکنهم آن حدود ۷۷٬۷۷۷٬۷۷۸ ریال و جمع محاسباتی حدود ۷۷۷٬۷۷۷٬۷۷۸ ریال میشود. نمایش جداگانه دو جزء، هم کنترل عدد را آسان میکند و هم در صورت اختلاف نشان میدهد خطا از نرخ پایه بوده یا از بیمه بیکاری.
مثال سوم: قرارداد دستمزدی و غیرمکانیکی
برای همان ۱۰ میلیارد ریال، حق بیمه پایه با مأخذ ۱۵ درصد برابر ۱٫۵ میلیارد ریال است. یکنهم آن حدود ۱۶۶٬۶۶۶٬۶۶۷ ریال و جمع تقریباً ۱٬۶۶۶٬۶۶۶٬۶۶۷ ریال خواهد بود. اختلاف محسوس با مثال قبلی نشان میدهد چرا تشخیص ماهیت واقعی عملیات پیش از قیمتگذاری قرارداد اهمیت دارد.
مثال چهارم: قرارداد دو مأخذه
فرض کنید از ۱۰ میلیارد ریال کارکرد، ۶ میلیارد ریال به بخش مکانیکی و ۴ میلیارد ریال به بخش دستی تخصیص یافته و این تفکیک با اسناد و تأیید واگذارنده کار قابل دفاع است. بخش مکانیکی با نرخ مؤثر تقریبی ۷٫۷۸ درصد حدود ۴۶۶٬۶۶۶٬۶۶۷ ریال و بخش دستی با نرخ مؤثر تقریبی ۱۶٫۶۷ درصد حدود ۶۶۶٬۶۶۶٬۶۶۷ ریال میشود. جمع آموزشی حدود ۱٬۱۳۳٬۳۳۳٬۳۳۴ ریال است. اگر تفکیک عملیات تأیید نشود یا مبلغ مشمول تغییر کند، نتیجه نیز تغییر خواهد کرد.
حق بیمههای لیستی چگونه کنترل میشوند؟
برای هر ماه اجرای پیمان، فهرست کارکنان، دستمزد مشمول، رسید پرداخت و شناسه مرتبط با پیمان را کنار هم نگه دارید. سپس دورههای قرارداد را با تاریخ شروع و خاتمه واقعی و صورتوضعیتها تطبیق دهید. نبودن یک ماه، درج کارگر در ردیف نادرست یا اختلاف نام پروژه میتواند مانع احتساب درست سوابق شود.
در پایان، شعبه مربوطه با توجه به محاسبه قرارداد و حق بیمههای ثبتشده، مابهالتفاوت احتمالی را تعیین میکند. اگر حق بیمههای لیستی بیش از عدد ضریبمحور باشد، نباید خودسرانه انتظار استرداد یا حذف بدهی داشت؛ نتیجه تابع مقررات، صحت لیستها و تصمیم پرونده است. همچنین جرایم یا بدهیهای دیگری که مبنای مستقل دارند نباید در کاربرگ محاسبه اصلی مخلوط شوند.
یک کنترل مفید، ساختن جدول ماهبهماه است: دوره، تعداد کارکنان، دستمزد مشمول، حق بیمه پرداختی، شماره رسید و توضیح مغایرت. جمع ستون پرداختها بهتنهایی کافی نیست؛ باید روشن باشد هر پرداخت واقعاً به همان پیمان و همان دوره مربوط است.
تغییر مبلغ، مصالح کارفرما و الحاقیه چه اثری دارد؟
درصورتی که مبلغ قرارداد با الحاقیه افزایش یافته، کارکرد واقعی معمولاً باید بر اساس اسناد نهایی بررسی شود. محدودکردن محاسبه به مبلغ اولیه، در حالی که صورتوضعیتهای بیشتری پرداخت شدهاند، میتواند برآورد را کمتر از واقع نشان دهد. برعکس، اعمال ضریب بر کل سقف قرارداد در حالی که بخشی هرگز اجرا نشده نیز نیازمند بازبینی کارکرد قطعی است.
وقتی بخشی از مصالح را واگذارنده کار تهیه میکند، فهرست اقلام، ارزش ریالی، تاریخ و محل تحویل را مستند کنید. راهنمای رسمی درباره برخی قراردادهای غیرعمرانی اشاره میکند که ارزش مصالح واگذارشده میتواند به ناخالص کل کار افزوده شود. تعمیم این قاعده بدون دیدن نوع قرارداد و دستورالعمل قابل اعمال درست نیست؛ بنابراین این مورد باید در کاربرگ بهعنوان «نقطه کنترل» ثبت شود.
در قراردادهای ارزی، تعدیلدار یا دارای چند موضوع مستقل نیز نرخ واحد ممکن است تصویر دقیقی ندهد. لازم است اجزای کارکرد، مبنای تبدیل، تاریخهای مؤثر و تأییدات دستگاه واگذارنده بهصورت جداگانه نگهداری شود.
سامانه هوشمند پیمان چه تغییری داده است؟
در اطلاعرسانی رسمی سال ۱۴۰۵، سازمان تأمین اجتماعی از «سامانه هوشمند پیمان» و اعلام ضریب پیش از انعقاد قرارداد سخن گفته است. طبق همان خبر، سامانه در همه شعب بهصورت پایلوت فعال شده و بخشی از فرایند تعیین ضریب بهمرور در حال اجراست. همچنین اعلام ضریب ظرف پنج روز کاری، کسر مبلغ از هر صورتوضعیت و صدور برخط مفاصاحساب بهعنوان مزایای طراحیشده بیان شدهاند.
نکته مهم این است که خبر رسمی، وضعیت را پایلوت و در حال تکمیل توصیف میکند. بنابراین نباید زمان پنجروزه یا حذف نگهداری پنج درصد را برای همه قراردادها و همه پروندهها قطعی فرض کرد. تا زمانی که فرایند کامل و پرونده شما صریحاً زیر پوشش سامانه قرار نگرفته، تکالیف قانونی و رویه ابلاغشده شعبه را ملاک قرار دهید. منوی سامانه و مسیر عملیاتی نیز ممکن است تغییر کند؛ آخرین وضعیت را از کارتابل خدمات غیرحضوری یا شعبه مرتبط کنترل کنید.
خطاهای رایج در محاسبه
اولین خطا، عمرانی دانستن هر پروژه ساختمانی است. عمرانیبودن در این مقررات به منبع اعتبار و قالب انعقاد نیز وابسته است. خطای دوم، برابر گرفتن «دارای دستگاه» با «مکانیکی» است؛ ابزار کمکی همیشه ماهیت غالب کار را تغییر نمیدهد.
خطای سوم، محاسبه یکنهم از مبلغ کل پیمان است. یکنهم بیمه بیکاری از حق بیمه پایه محاسبه میشود. خطای چهارم، استفاده از مبلغ اولیه قرارداد بهجای ناخالص کارکرد نهایی و مستند است. خطای پنجم، تقسیم قرارداد دو مأخذه بدون صورتوضعیت یا تأیید معتبر است.
خطای ششم، کمکردن همه پرداختهای بیمهای شرکت از محاسبه پیمان است. فقط سوابقی که طبق مقررات به همان پیمان قابل انتساب باشند باید در تطبیق لحاظ شوند. خطای هفتم، نادیدهگرفتن الحاقیه، تعدیل یا مصالح تحویلی کارفرماست. خطای هشتم، تکیه بر نرخهای اینترنتی بدون خواندن تاریخ، دامنه و استثناهای منبع است.
چکلیست پیش از تسویه
۱. نسخه امضاشده قرارداد، پیوست فنی و شرایط خصوصی را آماده کنید.
۲. منبع اعتبار و مدارک لازم برای ادعای عمرانیبودن را کنترل کنید.
۳. تعهد تهیه مصالح و مالکیت یا تأمین ماشینآلات را از متن و اجرای واقعی استخراج کنید.
۴. صورتوضعیتهای موقت، قطعی، تعدیل و الحاقیهها را جمع کنید.
۵. ناخالص کارکرد را در کاربرگی قابل ردیابی محاسبه کنید.
۶. برای قرارداد دو مأخذه، تفکیک مکانیکی و دستی را با مستند و تأیید واگذارنده کار ثبت کنید.
۷. لیست و رسید حق بیمه کارکنان همان پیمان را ماهبهماه تطبیق دهید.
۸. مأخذ اصلی و یکنهم بیمه بیکاری را در دو ستون جدا محاسبه کنید.
۹. وضعیت قرارداد در سامانه و مکاتبات شعبه را بررسی کنید.
۱۰. پیش از پرداخت یا اعتراض، عدد کاربرگ را با آخرین ابلاغ، بدهی ثبتشده و مقررات خاص پرونده تطبیق دهید.
پرسشهای متداول
خیر. ۷ درصد یکی از مأخذهای قراردادهای غیرعمرانی است و حسب نوع فعالیت و تعهدات پیمانکار و واگذارنده کار استفاده میشود. پیمان عمرانی اجرایی، مشاورهای عمرانی، دستمزدی غیر مکانیکی و قرارداد دو مأخذه منطق متفاوتی دارند.
ابتدا ۷ درصد مبلغ مشمول محاسبه میشود. سپس یکنهم همان حق بیمه پایه بابت بیمه بیکاری افزوده میشود. یکنهم ۷ درصد برابر حدود ۰٫۷۸ درصد است؛ جمع تقریباً ۷٫۷۸ درصد خواهد بود.
این عدد حاصل ۱۵ درصد بهعلاوه یکنهم آن است و برای قراردادهای غیر عمرانی دستمزدی یا خدماتی غیر مکانیکی در منابع رسمی مطرح شده است. اما تشخیص اینکه قرارداد شما واقعاً در این دسته است، به موضوع، شیوه اجرا، تعهد مصالح و اسناد پرونده بستگی دارد.
بخش مکانیکی و دستی باید بر پایه عملیات واقعی، صورتوضعیت ریز، آنالیز بها، اسناد تجهیزات و تأیید واگذارنده کار تفکیک شود. تقسیم درصدی بدون سند، برآورد داخلی است و الزاماً در رسیدگی پذیرفته نمیشود.
در پایان پیمان، حق بیمههای قابل احتساب همان قرارداد در تطبیق پرونده بررسی میشوند. انتساب درست به پیمان، دوره و کارکنان شاغل ضروری است. مقدار قابل احتساب را نباید بدون کنترل سوابق سازمان قطعی فرض کرد.
نه همیشه. مبلغ قرارداد سقف یا برآورد اولیه است؛ ناخالص کارکرد از کار انجامشده و اسناد صورتوضعیت و تسویه استخراج میشود و ممکن است با الحاقیه، تعدیل، کاهش کار یا مصالح تحویلی تفاوت داشته باشد.
اطلاعرسانی رسمی ۱۴۰۵ از طراحی اعلام ضریب پیش از انعقاد و اجرای پایلوت در شعب خبر داده است. چون فرایند بهمرور در حال اجراست، وضعیت قرارداد خود را در سامانه یا شعبه کنترل کنید و مزایای اعلامشده را به همه پروندهها تعمیم ندهید.
قرارداد، پیوست فنی، صورتوضعیت، تعهد مصالح، اسناد ماشینآلات و کاربرگ تفکیک عملیات را منظم کنید و از مسیر ابلاغشده برای توضیح یا اعتراض استفاده کنید. مهلت و مرجع رسیدگی به نوع ابلاغ و مرحله پرونده بستگی دارد؛ این موضوع در مقاله مستقل اعتراض به بدهی بررسی میشود.
جمعبندی و اقدام بعدی
محاسبه قابل دفاع از سه پرسش میگذرد: قرارداد در کدام طبقه قرار میگیرد؟ ناخالص کارکرد مشمول دقیقاً چقدر است؟ و چه پرداختها یا تعدیلاتی طبق مقررات در همان پرونده قابل احتساباند؟ بعد از پاسخ مستند به این سه پرسش، ضرب نرخ سادهترین بخش کار است.
اگر در تشخیص عمرانی یا غیر عمرانی، سهم عملیات مکانیکی و دستی، ارزش مصالح تحویلی یا تطبیق لیستها ابهام دارید، پیش از تسویه یا پذیرش بدهی، قرارداد و اسناد کارکرد را یکجا بررسی کنید. برای بررسی پروندهمحور میتوانید از صفحه تماس پیشگامان مالیات استفاده کنید. نتیجه هیچ بررسی بدون مشاهده اسناد و آخرین ابلاغ قابل تضمین نیست.

